ميرزا شمس بخارايى
164
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
و اين نهر ، معوجّ المسلك است . چنانچه از حدود بدخشان تا حذاء بلخ اكثر از سوى مشرق به سوى مغرب آيد ، پس مايل به شمال گشته ، مىرود تا به حدود خوارزم - و در سوالف عهود بيشتر قرا و قصاب بلخ از جانب شمال از نهر فاخر معمور و آبادان بوده - كه الآن به حذاء قباديان بدين نهر مىريزد و از اين نهر در حدود هزار اسب و خوارزم رودهايى بسيار برداشته و قرا و قصبات موفور بدان معمور و آبادان است . و گويند اين نهر خراجى است . امّا وجه آن بر بنده مكشوف نشده . و آنچه در السنه و افواه شايع و داير است كه اين نهر از مستحدثات يزدجرد است در هيچ تاريخ در نظر نيامده و عقلا و نقلا نيز ضعيف است . امّا عقلا به واسطهء آنكه نه در وى آثار صنع و عمل پيداست و نه در رودهايى [ كه ] به آن منظم مىشود . امّا نقلا به جهت آنكه در تاريخ عجم مسطور [ است ] كه جمشيد و فريدون و كيقباد و كيكاووس و كيخسرو و غيرهم از ملوك كه بر يزدجرد مقدّم بودهاند ، از اين نهر عبور نمودهاند . به جمله اين نهر چندين ولايت و اماكن را سقى نموده ، در بحيرهء خوارزم و سيحون مىريزد و مصحوب آن به بحر خزر منتهى مىشود . و گويند نهرى بدين عظمت كه عبور از شعب آن جز به دستيارى سفينه تيسيرپذير نيست و بعضى در ريگ فرو رفته پس بيرون مىآيد تا به بحر خزر انضمام مىيابد و در اكثر تواريخ مسطور است كه اين نهر در ايّام زمستان تا هفده شبر يخ مىبندد . چنانچه قوافل بعد از مرور اطلاع ، عبور از آن مىيابند . و چون مردم را احتياج به آب مىشود ، جايى در يخ مىكنند تا به آب روان مىرسد و اين حال تا دو ماه بماند . و طول اين نهر پانصد فرسنگ است و اين نهر سخت مهلك و قتّال است و شناور را در هم پيچد و به قعر در كشد و از بلخ تا آن دوازده فرسخ است و از معابر مشهورهء آن « يازكا » است و در نواحى قباديان است و ديگر به قرب حصار ترمذ است . پس از آن « كلف » است كه به حذاء بعضى قراى بلخ است و بعد از او « كرك » است . پس « چارجو » است . و از لطايف اين بحر معدن ذهب است به قرب ولايت ختلان ، و آن چنان است كه اين آب به هنگام سيلاب اوراق زر مصحوب گل و لايى به كنار در اندازد و جمعى از متوطنان